آنلاین 
kourosh bozorg
  • kourosh bozorg
  • pasargad
  • من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
    ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم
    بلاگردان آن قلبم که با زخم دو صد خنجر ...
    به پیش هر کس و نا کس پی مرهم نمی گردم
    زمین خاکیم اما غرورم کم نمی گردد
    سرم در زیر بار آسمان هم خم نمی گردد


    .. نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم ... كه از خاك گلويم سوتكي سازد ... گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش ... تا كه پي در پي دم گرم خويش را بر گلويم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ... تا بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را...

    دكتر علي شريعتي
دوستان
saynester
saynester
nafasss-216
nafasss-216
behnoshkeptsecret
behnoshkep...