دوست دارم بی بهانه خود را در آغوشت رها کنم
و تو ،بی آن که چرایی بپرسی
مرا در آغوش بفشاری و
تنها کلام
حلقه ی اشک چشمانم باشد
...که از بهانه های قلبم کلافه شده و
به بیرون خانه ی دلم روانه شده .
می دانی که چقدر دوستت دارم!
می دانم که چقدر دوستم داری...
پس بی هیچ کلامی
گیسوانم را به نسیم نفسهایت بسپار
که من روح سرگردانی ام که
با کلام گرم تو و در آغوش تو آرام می گیرم.